يكي از بينندگان «تابناك» در پيامي نوشت: آقاي کشاورز، دانشجوي 35 ساله مقطع دکتراي شيمي دانشگاه شهيد بهشتي بود.
متأسفانه به دليل مشکلات مالي، ايشان توانايي تهيه رساله دکتراي خود را نداشت و هنگامي که استاد وي اين مطلب را ميشنود، در جمع دانشجويان از او ميپرسد که براي چه زنده مانده و او که تهديد به خودکشي ميکند، در کمال ناباوري و در جلوي چشم همکلاسيان با خوردن سيانور خود را کشت.
تأسفبارتر آنکه امروز، شنبه 31 فروردين، هيچ واکنشي از طرف دانشجويان دانشکده علوم رخ نداد.
تنها عمل دانشجويان، تهيه نامهاي انتقادي از طرف جمعي از دانشجويان دکتراي دانشگاه شهيد بهشتي بود که در خوابگاه نصب شد.
همچنين در پيام ديگري که با امضاي جمعي از دانشجويان دکتري دانشگاه شهيد بهشتي به «تابناک» ارسال شده، آمده است: عصر روز چهارشنبه مورخ 28/1/87 خبري تلخ در دانشگاه پيچيد. شهروز کشاورز دانشجوي دوره دکتراي شيمي، پس از يک مجادله لفظي با يکي از اساتيد دانشکده علوم پايه به سرعت با ترکيب مواد اوليه سيانور، اقدام به خودکشي کرد.
اگر چه قوانين کيفري ما تحريک به خودکشي را جرم نميدانند و مسئوليت شخص محرک صرفا در حد اتهام مبني بر توهين به دانشجوي جانباخته يا تحقير وي در برابر ساير دانشجويان سطوح پايينتر قابل اثبات است، ليکن فراتر از قوانين و مقررات و با نگاهي وسيعتر به عوامل واقعبينانه وقوع اين حادثه دلخراش و خسارت غير قابل جبران به کشور و خانواده آن مرحوم، ميتواند ما را در پيشگيري از حوادث مشابه آن هم در عاليترين سطوح تحصيلي، ياري کند.
آن مرحوم، عليرغم داشتن سن بالاي 35 سال و موفقيت در آزمون دشوار دکتري، فاقد همسر و محروم از کمترين پشتوانه مالي بوده است. البته اين مسائل در جهت القاي نابساماني روحي وي نبوده و نيست ـ امري که عدهاي در پي اثبات آن هستند تا از بار مسئوليت خود بکاهند ـ بلکه در مقام بيان اين درد بيدرمان است که نخبگان کشور ما با وجود تلاشهاي پيگير و قابل ستايش، چگونه از حداقل تامينها و برخورداري از کمترين و طبيعيترين حقوق انساني و شهروندي، بيبهرهاند.
اين مشکلات از يک سو و برخورد بعضا توهينآميز برخي از اساتيد و به نوعي استثمار فکر و توان جسمي آنها، ميتواند بر پيچيدگي وضعيت تحصيل نخبگان ما و افزايش مهاجرت آنان به هر کجا غير از ايران بيفزايد.
چگونه از کسي که پس از عمري تحصيل، به اندازه هندوانه فروش و سمساري سر محل از تامين مالي و روحي لازم برخوردار نيست، ميتوان انتظار داشت که هم براي خود و هم براي جامعه خود مفيد باشد؟
وقتي بسياري از کارمندان بخشهاي مختلف با تحصيلات و تخصص اندک يا در حد صفر، از حقوق و مزاياي فراواني برخوردارند و عملا اشتغال به تحصيل را به سخره ميگيرند، چگونه نبايد شاهد حوادثي از اين دست نبود.
لازم است تحولي در ميزان و نحوه کار دانشجويان دکتراي علوم پايه در آزمايشگاهها صورت پذيرد تا کارايي آنان توام با تامين حداقلهايي براي معاش گردد، علاوه بر آنکه تامين دموکراسي در مراکز آموزشي و ترسيم حدود و ثغور حقوق و وظايف متقابل استاد و دانشجو و برخورد قاطع با اساتيد متعرض به حقوق انساني دانشجويان مربوطه ميتواند از حوادث مشابه جلوگيري نمايد.
در پايان، اين حادثه تلخ را به خانواده محترم آن مرحوم و دوستان وي و عموم دانشجويان تسليت عرض نموده، از خداي مهربان ميخواهيم که روح آن عزيز جانباخته را قرين آرامش قرار دهد.
▪ مثلا دانشجويان بايد چه واكنشي نشون بدن؟ اين اقا دانشجوي دكترا بوده . مگه ايشون تنها دانشجوي فقير اين كشور بوده كه چنين عملي انجام داده؟ هيچ توجيهي براي عمل ايشون نيست و جز اينكه ارزوي غفران الهي براي ايشون بكنيم كار ديگه اي از دست كسي برنمياد.
▪ این زنگ خطری بزرگ است. بی شک استاد مربوطه بیش از همه در این ماجرا لطمه دیده است.ولی لازم است بررسی شود چرا کمک مالی لازم برای پروژه هائی از این دست که معمولا" با توجه به نیاز های علمی مملکت به دانشجویان مقطع دکترا داده میشود در نظر گرفته نشده است. بررسی همه جانبه این واقعه کمک بزرگی به آسیب شناسی مراکز علمی و تحقیقاتی است.زمانی که بنا به قول ریاست محترم جمهوری بیش از دوازده هزار اختراع ظرف مدتی که ایشان ریاست قوه مجریه را به دست گرفته اند به ثبت رسیده باید آگاه باشیم که عالمان و دانشمندان بسیاری داریم که بی شک توجه به آنان آینده تابناک علمی این سرزمین را بیمه میکند.
▪ 1. آقای کشاورز دانشجوی ترم دوم دکترا بوده اند و هنوز موضوع تز ایشان اصلا تعریف نشده بوده که به مرحله رساله شدن رسیده باشد.
2. هیچ دانشجوی دکترای دیگری برای رساله خود متحمل هزینه نمیشود که ایشان دومی اش باشند ! از طرفی مرحوم کشاورز از مدتها پیش شاغل بوده اند و مشکل مالی برای چنین مسائل پیش پا افتاده ای نداشته اند
3. محض اطلاع خوانندگان این سایت ، امروز مورخ شنبه 31 فروردین از ساعت 13 الی 16 جلسه ای با حضور کلیه دانشجویان دانشکده علوم و اساتید و رییس گروه و رییس دانشکده برگزار شد و صحبتهای جامعی درباره علت این حادثه صورت گرفت
4. یکی از اقوام آن مرحوم در همین جلسه حضور داشت و با حضور بر روی سن از کلیه حاضرین تقاضا کرد مسایل دانشکده ای و کشوری !!! و نارضایتی های شخصی خود را به مرگ این دوست ، همکار و عزیز از دست رفته نسبت ندهند و موجبات ناراحتی بیشتر خانواده آن مرحوم را فراهم نکنند
5.خبررسانی یک رسالت است ، در حفظ آن کوشاتر باشید!!!!
▪ ایا شما با حرف یک بیننده ی خود موضوع به این مهمی را اینگونه مطرح میکنید اقای شهروز کشاورز دانشجوی دکترای دانشگاه شهید بهشتی علاوه بر تحصیل به تدریس در یکی از برجسته ترین دبیرستان های شهر تهران مشغول بودند روز چهار شنبه در نهایت خوشرویی و سلامتی و بدون هیچ ناراحتی در کلاس درس به تدریس پرداختتند علاوه براین همیشه به صبر و شکیبایی در مدرسه شهره بودنند ایا ممکن است که با یک موضوع به این بی ارزشی به خودکشی دست بزنند؟؟؟؟
▪ خیلی تاسف بار است. من هیات علمی ایران هستم و 3 سالی است که در مقطع دکتری در خارج ادامه تحصیل می دهم و گهگاهی برای تدریس به سر کلاس دانشجویان خارجی می روم. باور کنید قابل قیاس با دانشجویانم در ایران نیستند. دانشجویان ایرانیم به مراتب باهوشتر و فعالترند. جالب اینجاست که اکثر این دانشجویان با اینکه در مقطع لیسانس هستند از طرف دولت کمک هزینه می گیرند . حالا یک نخبه ایرانی از کمبود هزینه خود را می کشد. البته مقصر استادش نیست . نمی دانم تا کی باید شاهد از دست دادن نیروهای جوان و نخبه بود.
خدایش بیامرزد
▪ جناب وزیر علوم فعلی و وزرای پیشین: روی سخنم با شماست چرا که در وقوع این حادثه همه ی شما مقصر هستی.
اینجانب دانشجوی دکترای حقوق بین الملل دانشگاه تولوز فرانسه می باشم. این اتفاق عمق بیماری نظام آموزش عالی ما را بیان می کند: دانشجویان دکترا داخل که حقیقتا نخبگان کشور هستند به هیچ وجه مورد حمایت قرار نمی گیرند. در دانشگاههای جدی فرانسه تا کسی گواهی بورس با مبلغ حد اقل 1600 یورو ارائه نکند از او ثبت نام به عمل نمی آورند و خود وزارت علوم فرانسه به دانشجویان دکترا بورس می دهد. در کشور ما همه چیز بر عکس است: برای دانشجوی بورسیه اعزام به خارج به مدت 4 سال وزارت علوم بیش از 100000 یورو خرج می کند و در آخر تعدادی از آنها به کشور بر نمی گردند اما دانشجویان داخل اصلا حمایت نمی شوند وحتی در اکثر موارد به
انها یک اتاق و یک دستگاه رایانه نمی دهند. اما همان دانشجو اگر اعزام به خارج شود بیش از 100000 یورو برایش هزینه می شود. آیا وقت
ان نرسیده که دیدگاه شما نسبت به دوره دکتری تغییر یابد ویک برنامه منسجم اعطای بورس به دانشجویان دکتری تدوین گردد تا در کشوری که مدتهاست نفت را بشکه ای بیشش از 100 دلار می فروشد دیگر شاهد از دست رفتن نخبگان به این نحو نباشیم ؟ ؟ ؟
▪ منم يه دانشجوي فقير كارشناسي ارشد شبانه هستم . يا نبايد مي امدم يا اين كه حالا كه اومدم تمام فشارهاي مالي آن را بايد تحمل كنم حتي اگه استادم بگه براچي اومدي ؟؟
▪ به نظر بنده اين مرحوم اشتباه اول را زماني كرد كه براي پذيرش در يكي از دانشگاههاي اجنبي! ها اقدام نكرده كه اينچنين به خاطر مسائل مالي و ... به اين مرحله از تنش فكري و روحي برسد. در نظر داشته باشيد كه اين بنده خدا تحصيل كرده و 35 سالشون بوده. خدا عاقبت همه ما را بخير كنه با اين وضعيت
▪ نمی دونم باید چی بگم ولی واقعا متاسفم به خاطر یک مساله پیش پا افتاده و به خاطر یک سری آدم های ... باید یکی از بهترین معلم هایمان را از دست بدهیم!!!!!
▪ به نظر من در شرایط فعلی کشور، دانشگاه ها باید موضوع مشاوره را خیلی جدی تر بگیرند. یعنی باید در هر دانشکده و یا به تعبیر بهتر در هر گروه آموزشی یک استاد مشاورر برای مسائل روزمره ی زندگی قرار داده بشه. مشکلات با دانشگاه، مشکلات با استاد راهنما، مشکلات با شیوه زندگی. به هر حال این اولین خودکشی نیست همیشه موضوع خودکشی های دانشجویی مطرح بوده است اما به نظر می رسد زمان آن رسیده که بخشی از برنام های وزارت علوم صرف جلوگیری از این گونه مسائل شود.
▪ اولا-من یکی از شاگردان آقای کشاورز بودم و صبح همان روز ایشان را دیدم و با هم صحبت کردیم که سرحال بودند ومشکلی نداشتند چه برسد به خودکشی!!!
ثانیا-از هر کس که آن مرحوم را میشناخت بپرسید تصدیق می کند ایشان انسان بسیار صبور و باایمانی بودند
و در آخر از خداوند کریم برای ایشان طلب مغفرت و آمرزش می کنم
▪ به عنوان یکی از نزدیکان آن مرحوم همانگونه که در جلسه مورخ 31 فروردین در دانشگاه شهید بهشتی اعلام نمودم ضمن تشکر از همدردی دوستان ، از طرف بستگان ایشان تقاضا داریم از ایراد تحلیلها ، شایعات و اخبار و روایات نامربوط و کذب خودداری کرده ، اجازه دهید در فضایی آرام برای خانواده ایشان ، سیر مراحل قانونی تحقیقات تا حصول نتیجه نهایی دستخوش ناهنجاریهای غیرمتعارف نگردد.
▪ آقای کشاورز هم دانشگاهی من بودند.اکنون علاوه بر غم از دست دادن ایشان غم شنیدن مطالب نامربوط و بی اساس در مورد ایشان نیز بر دوش دوستان و آشنایان او سنگینی می کند.
▪ در سوگ شهروز عزيز
به نام دادار دادگستر
پرواز نابهنگام يکي از دوستان و دانشجويان گروه شيمي ما را در حزن و اندوهي ناباورانه فرو برد. دبروز، شهروز کشاورز جلوي ديدگانمان آرام آرام جان به جان آفرين تسليم کرد تا برگي سياه بر دفتر رنگين گروه شيمي افزوده شود. شهروز به دنبال مشاجره اي لفظي با استاد خود چندان از خود بي خود گشت که با خوردن چند گرم ماده سمي و جان دادن خود به ما آموخت که شايد چنين واقعه اي نيز در کمين ما نشسته باشد.
شهروز از آن جمله دانشجوباني بود که به واسطه اشتياق براي کسب علم و دانش، سه سال متوالي در آزمون دانشگاه هاي برجسته تهران حائز مقامهاي برتر مي شد و هر ساله نيز به بهانه هاي نامبارک در مرحله مصاحبه کنار گذاشته مي شد. با اين همه، امسال که ديگر بهانه ها تمام شده بود و بالاخره پذيرفته شد، درمانده نمي دانست اين آزمون به قيمت جان او تمام خواهد شد. اي کاش اين بار نيز پذيرفته نمي شد.
با اين حال، معماهاي موجود در گروه شيمي نه صرفاً دامنگير شهروز بود بلکه همه ما هر روزه به گونه اي با آن دسته و پنجه نرم مي کنيم. استاد شهروز يکي از اساتيد ملايم گروه شيمي بود، چه بسيار اساتيدي وجود دارند که به مراتب بدتر از استاد شهروز با دانشجويان تحصيلات تکميلي خود رفتار مي کنند.
غافل شدن از اصل وجودي مقطع دکتري، انتظار کار پژوهشي در مدت زمان کم از دانشجويي که دوران آموزشي و ضرورت حضور در کلاس را تجربه مي کند، عدم حمايت مالي از سوي برخي اساتيد، برخورد نامناسب، تحقير دانشجو، و آينده اي مبهم در فراي رو؛ تنها گوشه اي از معضلاتي است که با ايجاد استرس و اضطراب در دانشجويان دوره دکتري موجب وقوع وقايعي ناخوشايند اين چنين مي گردد.
شهروز رفت و قرباني برخوردهاي خشک و صرفا کتابي در سيستم استاد محور شد تا شايد وجدان هاي خفته برخي اساتيد بيدار شوند. آري، او مانده عمر خويش را فداي مقاله محوري، بدون توجه به شخصيت و وضعيت دانشجو نمود تا به ما بياموزد به هوش باشيم که مبادا در نيل به اين واقعيت تلخ مسموم شويم.
روحش شاد و يادش جاودان.
▪ من از مرگ ان عزيز بشدت متاسفم و به خانواده و دوستان و اشنايان ايشان بويژه همكلاسيها تسليت ميگويم.اما معتقدم كه اگر حرف وبفرض توهين يك استاد باعث خودكشى بود كه هرروز بايد شاهد خودكشى ده ها دانشجو باشيم. متاسفانه ايشان سيانور در دسترس داشته اند و اين براى من قابل فهم نيست هرچند دانشجوى شيمى بوده باشند و ايا واقعا از قبل تصميمشان را گرفته بوده اند و حرف استاد فقط بهانه اى بوده است كه درٌ مكان وزمان نامناسب گفته شده است,
▪ من یک استاد دانشگاه هستم و دکترایم را هم در آمریکا گرفته ام. بنده از دلایل اصلی خودکشی این دانشجو خبر ندارم و دوست هم ندارم بنا بر حدس و گمان نتیجه گیری کنم. ولی با توجه به نظرات گوناگونی که اینجا داده شده است باید بگویم با اینکه در خارج از کشور شاید بار مسائل مالی دوره دکترا کمتر باشد ولی آنجا هم فشارهای خاص خودش را دارد از جمله جدی بودن و فشار کاری طاقت فرسا بدون تعارف و چک و چانه های معمول در ایران. اگر واقعا دانشجویی تحملش کم است و طاقت فشار را ندارد بهتر همان است که به کارشناسی بسنده کند یا اگر طاقت ان را هم ندارد بهتر است برود همان سمساری و دلال بشود که نه تنها در ایران که در همه جای دنیا آن قشر بیشتر پول در می آورند ولی آیا همه چیز پول است؟
▪ شما با چه سندی موضوع به این مهمی را اینگونه مطرح میکنید ؟ اقای کشاورز دانشجوی دکترای دانشگاه شهید و بهترین معلم ما بودند روز چهار شنبه در نهایت خوشرویی و سلامتی و بدون هیچ ناراحتی در کلاس درس به تدریس پرداختتند علاوه براین همیشه به صبر و شکیبایی در مدرسه شهره بودنند ایا ممکن است که با یک موضوع به این بی ارزشی به خودکشی دست بزنند؟؟؟؟
کسی که بخواهد خودکشی کند روانی که نیست صبح به مدرسه بیاید و از آن گذشته برای هفته ديگر هم تکلیف بدهد !!!!!
▪ ایشان چه به دلیل مسائل مالی خودکشی کرده باشد و چه به دلایل دیگر. تحلیل این خبر تلنگری صحیح است. من دانشجوی کارشناسی ارشد شبانه دانشگاه علم و صنعت هستم. بیشتر هم کلاسیهای دوره کارشناسی بنده. الان تشکیل خانواده داده اند و از لحاظ مالی حداقل توان زندگی در حد بخور ونمیر را دارند ولی بنده به لحاظ درسم امکان کار کردن ندارم. و بر همین مبنا امکان تشکیل زندگی ندارم. ممکن است بعضی بگویند کسی جلوی کار کردنم را نگرفته. ولی واقعیت این است که کسی که کار میکند نمیتواند واقعا به کار علمی بپردازد. در ثانی با کار کردن نیمه وقت چگونه میتوانم از پس هزینه های زندگی برآیم. شاید با کمک دیگران و بتوان مسئله مالی را حل کرد اما برای پاسخ به احساس روحی چه كاري ميتوان انجام دهم؟
▪ بابا به خدا من دارای فوق لیسانس و 16 سال خدمت میباشم به خدا حقوقم 400 هزار تومان است . همش نگوئید کارمندان و... حقوقشان بالااست بله فقط مدیران هستند که با تحصیلات فوق دیپلم و یا لیسانس حقوقشان بالاست.
▪ ابراز تاسف می کنم از مرگ این دانشجو امیدوارم که این آخرین حادثه از این دست باشد برخی اوقات انسان به قدری تنها می شود ودر پیچ وخم مشکلات گیر میکند که برای رهایی از آن مشکل یک لحظه فکر غیر عاقلانه ای به سرش می زند فقط میتوانم بگویم که امیدوارم خدا دراین لحظات به همه ما کمک کند انشااله
▪ من می خواستم از منظر دیگری جدایی از دیدگاهای دیگر هموطنان ببینم .. و آن اینکه به نظر من آموزش و پرورش ما هم مقصر است! می گویید چرا ...خیلی ساده است رشد و پرورش فکری برای چه تحصیل چه زندگی در دوران مدرسه شکل می گیرد ...چرا آموزش پرورش ما ما جوانها را تک بعدی بار می آورد؟؟!..این آقا شخصیت تک بعدی داشته ..آموزش دیده ولی پرورش ندیده!ابعاد دیگر شخصیتی اش شکل نگرفته.
▪ بنده دانشجوی دکترا هستم. برخی اساتید رشته دائما ما را تحقیر می کنند و ما را که به زحمت پس از آزمون دشوار پذیرفته شده ایم به ندادن نمره و اخراج تهدید می کنند و می گویند که همه نباید دکتر شوند. از یک طرف باید هزینه های زندگی و اجاره خانه را تأمین کنیم و از طرف دیگر به طور تمام وقت مشغول تحصیل باشیم. این پارادوکس و عدم داشتن پشتیبان و تحقیر اساتید باعث شده در روحیات ما خلل وارد شود.
▪ علم بهتر است یا ثروت ؟... و البته علم بهتر از ثروت نیست ... شاید هم باشد ... بستگی به زمان تحصیل علم دارد ... و آن هم بستگی به شانس دارد که در چه دوره ای بدنیا آمدی
▪ با عرض سلام بنده خود یکی از دانشجویان مقطع تحصیلات عالی شهید بهشتی هستم با وجودی که مسلمانم ومعتقد م خودکشی امری ناپسند در اسلام است ولی برخورد وآیین نامه ها خلاف قانون در بعضی اوقات مرا به خود کشی واداشته بله همه ما در وضیعت عادی آرام به نظر میرسیم به نظر حقیر بر تک تک افراد انساندوست فرض تااین قبیل حوادث ریشه یابی شود شاید فردا دیر باشد
▪ متاسفانه برخورد بد برخي اساتيد دانشگاههاي بزرگ معضلي است كه واقعا بايد فكري براي آن شود، و اين برخوردهاي توهين آميز به خصوص در مقاطع بالا به دليل نياز به ارتباط بيشتر دانشجويان با اساتيد ، بيشتر مطرح مي باشد، بنده در چندين سالي كه در يكي از دانشكده هاي دانشگاه تهران تحصيل مي كردم به كرات توهين هاي اساتيد و خرد شدنهاي دانشجويان را شاهد بودم و متاسفانه هيچ كس پاسخگوي اينهمه توهين به دانشجويان مقاطع بالا نيست و نتيجه آن شد كه بنده و 6 همكلاسي من هيچ يك حاضر به تحصيل در مقطع دكترا در آن دانشگاه نشده اند . به لحاظ مسائل مالي نيز معضلي بارها و بارها مجبور به فروش كتاب شده ام ، كار دانشجويي كرده ام ..... .
▪ من همکلاسی دوران کارشناسی ایشان در دانشگاه تهران بودم ایشان علاوه از درس در ورزش نیز سرآمد سایر بچه ها بود و چندین بار صاحب عنوان قهرمانی در شطرنج شد در شیمی هم نفر هفتم المپیاد دانشجویی بود چندین بار ایشان را در آزمونهای دکتری در دانشگاههای مختلف دیدم متاسفانه ایشان بدلیل نابسامانی هایی که در گرفتن دانشجوی دکتری در کشورمان وجود دارد چندین سال پشت درهای دانشگاه های متعدد منتظر ورود به دوره دکتری بود و آخر سر با سماجت و پشتکاری که داشت موفق به اینکار شد و صد حیف و افسوس که چنین نخبه ای به چنین فرجامی مبتلا شد هیهات که به جای نخبه پروری شرایطی ایجاد می گردد که به نخبه کشی منتهی می گردد.
خدایش بیامرزد فرد دوست داشتنی و خوش معاشری بود
▪ ایشون در ابتدا برای من یک معلم و یک مربی بودند و من به خوبی به یاد میارم زمانی رو که بچههای کلاس سوم دبیرستان برای ایشون به مناسبت قهرمانی در مسابقات شطرنج و یا کسب رتبه در المپیاد شیمی هورا میکشیدند.
مدتی هم که افتخار همکاری با ایشون توی دبیرستان مفید۳ رو داشتم ایشون مرتب گلایه میکردن از وضعیت تحصیلات تکمیلی و مشکلات فراوانی که براشون پیش اومده.
به نظر من حداقل کاری که میتونیم بکنیم برای اینکه به اون مرحوم احترام بذاریم اینه که نذاریم این خبر مثل هزار تا خبر دیگه که روزانه از بدبختی مردم میشنویم بگذره و بره. حداقل کاری که میشه کرد اینه که این خبر رو پخش کنیم.
شما شرایط کسی رو تصور کنید که در معرض آسیب روانی قرار داره از شدت مشکلات مالی و مشکلات گوناگونی که اونو در دانشگاه و سایر موارد آزار میده، و به این شرم نداشتن توان تهیهٔ چیزی به کمهزینهای «رسالهٔ دکتری» که برای همهٔ دانشجوها یه حداقل محسوب میشه رو اضافه کنید. حالا فکر کنید در یه همچین شرایطی استاد آدم جلوی همه بهش طعنه بزنه و بگه که «تو اصلا برای چی زندهای؟!؟»
من که واقعا از این شرایط متإسفم.
▪ من نيز يك دانشجوي دوره دكتري هستم. من نمي گويم كه ما دانشجويان دكتري فقط به دنبال پول ادامه تحصيل داده ايم. ولي حداقل انتظار ما اين است كه شان اجتماعي ما متناسب با زحماتي باشد كه در راه تحصيل متحمل شده ايم. اگر قرار باشد دلالان مسكن و خودرو و مديراني كه در يك نامه اداري چندين غلط املائي دارند درآمدهاي ميليوني كسب كنند و بر ديگران فخر بفروشند، همان بهتر كه فرهيختگان جامعه بميرند و چنين حقارتي را نپذيرند.
▪ وقتی خبر بهمون رسید اول فکر کردیم شوخیه ... خداییش این آقا اصلا این جور روحیه ای نداشت که دست به خودکشی بزنه... من اون استادیم که میگن میشناسم آدم بدی نیست اما خوب یه کم پرمدعاس، دوره لیسانس باهاش درس داشتم ... اما با شناختی که ازین دونفر و سختیای تحصیل تو دوره دکتری اعم از نبودن امکانات لزوم ارایه مقاله در مقادیر بالا!!!!!!!! و عدم تامین دانشجو از نظر مالی، هنوز نمی تونم باور کنم که این پسر این کارو کرده،اما هر چی که هست، ... افسوس
پارسال غم محمد امسال شهروز ... سال دیگه شاید خود من ... چرا کاری می کنن که این بچه ها که کم کسایی نیستن- خودمو نمی گم ... - دستی دستی از دست برن، دانشجوهایی که همه می دونن اگه حمایت بشن اگه بهشون توجه بشه چه کارایی که نمی تونن بکنن اما حیف ...
▪ وقتی این نظر را می نویسم اشک در چشمان جمع شده است .
من شهروز را از نزدیک می شناختم
او مشکل روحی و روانی نداشت اما اساتیدی که ادعای انسانیت می کنند و گاه و بیگاه دانشجویان را به هر دلیلی مورد عتاب قرار می دهند و از کار دانشجویان به شدت انتقاد می کنند و با غرور هر چه تمام برای دانشجوی خود ارزشی قائل نیستند.
اما
شهروز چند سالی تدریس می کرد و کار مناسبی داشت اما به دلیل فشار درس و استاد کار را رها کرد تا هر چه سریعتر دکترای خود را بگیرد و سامان بگیرد.
آدم ساده ای و ساده می گشت.
در دانشگاه شهید بهشتی ( ملی سابق ) ساده تر و افتاده تر از این آدم پیدا نمی کردی
یادش گرامی باد