دکتر کیانوش ناهید معروف به دکتر «کیان» از متخصصان گوش و حلق و بینی کشورمان است. بسیاری از ایرانیها او را به عنوان پزشکی خوش اخلاق میشناسند که توجه ویژهای به هموطنانش دارد. هر چند خودش معتقد است تنها همزبانی سبب میشود که بیماران ایرانی با وی احساس راحتی بیشتری کنند و دردشان را به سادگی با او در میان بگذارند؛ وگرنه برخورد وی با تمام بیماران چه ایرانی و چه مالزیایی فرقی نمیکند.
دکتر کیان که دستی نیز در مجسمهسازی دارد، دو سال است که همراه با 12 رزیدنت دیگر در بیمارستان دولتی دانشگاه مالایا مشغول به کار و تحصیل است. وی در این مدت تجربههای مختلفی دارد. با وی در گپی یک ساعته از سیستم پزشکی مالزی و بیماری دنگی گرفته تا ماجرای خود درمانی ایرانیها و دوز پایین داروهای مالزی حرف زدیم.
بین ایرانیها شایعهای وجود دارد که پزشکهای مالزی بیماریها را به درستی تشخیص نمیدهند و از معلومات کافی پزشکی بهرهمند نیستند. نظر شما در این باره چیست؟
در مالزی پزشکان به لحاظ کاری رتبهبندی میشوند. بهطور کلی سطح دانش دکترهای عمومی که در کلینیکها کار میکنند با پزشکانی که در بیمارستانها مشغولاند، متفاوت است. در بیمارستانها نیز بسته به دولتی و یا آموزشی بودن آنها، با کادر پزشکی متفاوتی روبهرو میشویم. در اساس در این کشور اختلاف سطح دانش و مهارت بین دکترهای عمومی و متخصصها بسیار بارز است. از طرف دیگر تفاوتهایی نیز بین بیماران ایرانی و مالزیایی وجود دارد. به طو حتم برخورد پزشکان مالزی با بیماران ایرانی متفاوت است. آنها با نحوه برخورد و ارتباط با بیمار ایرانی آشنا نیستند. در عین حال عدم وجود یک زبان مشترک به این ارتباط لطمهی بیشتری میزند.
پس چرا خیلی از ایرانیها تصور میکنند با داروهای تجویزی دکترهای مالزیایی درمان نمیشوند؟ آیا ماجرای دوز بالای دارو در ایران صحت دارد؟
بیمار ایرانی طی سالهای زیاد به دوز بالای دارو، هم از لحاظ روانی و هم از لحاظ جسمی عادت کرده است. درد ساده در یک بیمار ایرانی با استامینوفن تسکین نمیشود و دستکم استامینوفن کودئین و یا ایبوپروفن مصرف میکند. بدن ما ایرانیها به آنتیبیوتیکهای قوی عادت کرده است و مسافران ایرانی بسیاری از این آنتیبیوتیکها را که فقط در بیمارستانهای مالزی قابل دسترس است به عنوان داروهای اولیه به همراه دارند. از طرف دیگر، هموطنان ما این عادت را دارند که ابتدا خودشان دست به درمان بیماری زده و پیش از مراجعه به پزشک خوردن دارو را شروع میکنند. به طور مسلم یک پزشک غیرایرانی چنین رفتارهایی را نمیشناسد، اما این عادات و خصوصیات بیمار برای پزشکان ایرانی شناخته شده است.
بهطور کلی وضعیت پزشکی مالزی را در مقایسه با ایران چطور میبینید؟
مالزی کشور جوانیست. هرچند این کشور در مدت کوتاهی پیشرفتهای زیادی کرده اما نمیتوان سیستم پزشکی آن را با ایران که تاریخ طب بسیار کهنی دارد، مقایسه کرد. در عین حال من نظام پزشکی مالزی را خوب ارزیابی میکنم. برای مثال بیمارستانی که در آن مشغول به کار هستم بر مبنای یک روال حرفهای پیش میرود. در واقع مراحل درمان یک بیمار مسیری منطقی را طی میکند و پزشک عمومی باید نظارت و درمان توسط یک متخصص را تایید کند. از دیگر نکات مثبت و متفاوت دو سیستم پزشکی میتوان به «بیمار محور» بودن بیمارستانهای مالزی اشاره کرد. در ایران رزیدنتهای سال اولی با توجیه تجربهاندوزی بسیاری از کارهای تخصصی را انجام میدهند. حتا رزیدنتها با نظارت استاد دست به جراحی نیز میزنند، در حالیکه در مالزی قسمت عمدهی جراحیها همیشه توسط خود استاد انجام میشود و دانشجوها تنها به عنوان دستیار در کنارشان حاضر میشوند.
باید به این نکته نیز توجه کرد که در مالزی تخصصهای پزشکی در بیمارستانها تقسیمبندی شدهاند. در واقع هر بیمارستانی در یک سری از رشتههای خاص تمرکز بیشتری دارد. برای مثال، بیمارستان مالایا در رشتهی جراحی مغز و اعصاب و بیمارستان پینانگ در جراحی پلاستیک به شهرت رسیده است و بر روی این رشتهها تمرکز بیشتری دارند.
تجهیزات پزشکی مالزی را چطور ارزیابی میکنید؟
بیمارستان مالایا هر چند از بیمارستانهای قدیمی این کشور محسوب میشود، اما تجهیزات بسیار قابل توجهی را در اختیار پزشکان قرار داده است. در واقع در کنار دستگاههای قدیمیتر تجهیزات مدرن، دقیق و گرانقیمت نیز وجود دارد. به عنوان مثال در بخش گوش و حلق و بینی، جدیدترین سیستمهای جراحی به کمک تصویر انجام میشود و سه میکروسکوپ بسیار پیشرفته نیز داریم که در کلینیک، اتاق عمل و قسمت بخش بیمارستان مورد استفاده قرار میگیرد. بهطور کلی به نظر میرسد مالزی قدرت خرید کافی برای تجهیزات پزشکی را دارد.
نظرتان در مورد بیمههای درمانی در مالزی چیست و چه توصیهای به ایرانیها دارید؟
بیمهی درمانی برای خود مالزیاییها فوقالعاده است. خدمات بیمه تمام هزینههای درمانی کارمندان دولت را به صورت رایگان پوشش میدهد. سایر مردم نیز از بیمههای مختلف بهرهمند میشوند. اما به طور کلی هزینههای درمانی برای مردم این کشور ارزانتر از غیر مالزیاییهاست. طبق یک قاعدهی کلی، قیمت خدمات پزشکی برای یک خارجی دو برابر میشود. البته شرکتهای بیمه خصوصی نیز وجود دارند که متاسفانه در بسیاری از موارد هزینههای جراحی را متقبل نمیشوند. اما به هر حال من به ایرانیها همین شرکتهای خصوصی را که با بیمارستانهای مختلف قرارداد دارند، پیشنهاد میکنم. دانشجویان هم البته از بیمههای دانشجویی استفاده میکنند، اما اکثر این بیمهها تنها به تعدادی از کلینیکها محدود میشود.
ممکن است به خوانندگان ما بگویید که در مالزی چه بیماریهایی بیشتر آنها را تهدید میکند؟
یکی از معضلات جدی در مالزی «تب دنگی» است. این بیماری ویروسی در مناطق گرمسیری شایع است که از طریق نیش پشه منتقل میشود. متاسفانه این بیماری گاهی منجر به مرگ بیمار نیز میشود. دولت مالزی تلاشهای زیادی برای مهار این بیماری میکند و تا به حال هزینههای هنگفتی را متقبل شده است. از علائم این بیماری میتوان به تب، سردرد، درد مفاصل و تهوع اشاره کرد. توصیه من این است که اگر این علائم را دیدید «خود درمانی» نکنید و آن را با یک سرماخوردگی زودگذر اشتباه نگیرید. در عین حال با پاکسازی هر محلی که باعث تجمع آبهای راکد میشود، از رشد لارو این پشه جلوگیری کنید.
نکتهی دیگری که مایلم به آن اشاره کنم مواد حساسیتزا یا آلرژیها هستند که در مناطق حارهای مثل کشور مالزی بسیار زیاد است. از جمله شایعترین آن در بین ایرانیها میتوان به «تب بهاره» و یا گرفتگی بینی اشاره کرد. توصیه میکنم با دیدن علائم آلرژیها که گاهی با خوردن میوه و غذا نیز ایجاد میشود، به پزشک مراجعه کنند.
آقای دکتر، شما میدانید که بین ایرانیها به پزشکی خوش برخورد معروف هستید که به هموطنهای بیمارتان توجه خاصی دارید؟
شما لطف دارید؛ البته برخورد من با بیماران ایرانی و غیر ایرانی تفاوتی ندارد، اما همین که با ایرانیها به زبان فارسی صحبت میکنم، برایشان دلگرمکننده است. عدم درک متقابل و مشکلات ارتباطی بین پزشک و بیمار بسیار مهم است که بیشتر ایرانیها در بیمارستان با آن مواجه میشوند. بیمار ایرانی با این نگرانی و استرس وارد بیمارستان میشود که چطور دردش را با دکتر در میان بگذارد و وقتی با یک پزشک ایرانی رو به رو میشود، آسوده خاطر میشود.
برخورد بیماران مالایی با شما به عنوان یک پزشک خارجی چگونه است؟
مالزیاییها مردم بسیار خوش برخوردی هستند و حتا یک مورد هم پیش نیامده که بتوانم به عنوان یک تجربهی بد از آن یاد کنم. البته من سعی میکنم با بیماران به زبان مالایی صحبت کنم و اعتماد آنها را جلب کنم. حتا گاهی که به زبان انگلیسی صحبت میکنم، آنها به زبان مالایی پاسخ میدهند و من هم سعی می کنم مالایی پاسخ دهم. من به شخصه از کار کردن در این محیط بسیار لذت میبرم.
چطور شد که مالزی را برای تحصیل انتخاب کردید؟
عید نوروز سه سال پیش برای یک سفر توریستی راهی مالزی شدم. چند روز مانده بود به سفر متوجه شدم که یکی از دوستانم در مالزی مشغول درس خواندن در مقطع تخصص است. همان زمان من نیز برای ادامهی تحصیل در آمریکا و اروپا اقدام کرده بودم. با سفر به مالزی به این کشور علاقهمند شدم و چند ماه بعد دوباره به مالزی بازگشتم تا شرایط تحصیل در رشتهی تخصص گوش و حلق و بینی را ارزیابی کنم و دانشگاه مالایا را انتخاب کردم. چند سال پیش این دانشگاه با تاریخچهای 106 ساله جز صد دانشگاه برتر دنیا شناخته شد. من نیز با گذراندن امتحان ورودی و دورهی ارزیابی، تحصیلام را آغاز کردم و دو سال است که در بیمارستان وابسته به دانشگاه مشغول به کار هستم.
و سوال آخر اینکه چه چیز را در مالزی بیشتر دوست دارید؟
لبخند مردم اینجا را دوست دارم؛ چیزی که در میان ایرانیان رایج نیست. البته غذاهای مالزی را هم خیلی میپسندم. به شدت طرفدار غذاهای تند مالایی، چینی، هندی و تایلندی هستم. تنوع غذا در رستورانهای مالزی بسیار زیاد است. جالب اینکه اسم این غذاها را درست نمیدانم و همیشه از روی شکلهایشان انتخاب میکنم. دفعهی اولی که به مالزی آمدم در یکی از رستوارانهای بین راه پینانگ و کوالالامپور با سایر ایرانیها در صفی ایستادیم تا غذایی شبیه به هاتداگ سفارش دهیم. اما یک ایرانی به ما گفت: «این همان هات داگ خودمان است با سس سکنجبین!»
برایم جالب است که غذا خوردن در ادبیات مردم مالزی تاثیر گذاشته و آنها در احوال پرسیهای خود میگویند: «سودا مکان؟» که یعنی «آیا غذا خوردهای؟». البته سیستم تغذیه این مردم و مصرف زیاد شکر، روغن و برنج تبعاتی نیز به همراه داشته که از جملهی آن میتوان به بیماریهای فشار خون، دیابت و چربی خون زودرس اشاره کرد.
مصاحبه از مریم ابریشمکار
عکسها از محمدحامد زینلی
|